خرید بک لینک
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد مادری فرزند خود را هدیه کرد در شبی که اشکمان چون رود شد یک نفر از بین ما مفقودشد آنکه که سر دارد به سامان می رسد آنکه که جان دارد به جانان می رسد دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت بی سر و جان تا لقاءالله رفت زندگیمان در مسیر تیر بود خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود آنکه خود را مرد میدان فرض کرد آمد از این نقطه طی الارض کرد هر که گِرد شعله چون پروانه است پیکر صدپاره اش بر شانه است تن به خاک و بوی یاسش می رسد بوی باروت از لباسش می رسد دشمن افکنهای بی نام و نشان پوکه ی خونین شده تسبیحشان کار هرکس نیست این دیوانگی پیله وا می ماند از پروانگی نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۱۹ساعت 17:53

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

نام پدر: خنجر نام مادر: مرضیه تحصیلات: دیپلم محل تولد: سرمستان محل دفن: بهشت شهدای دوراهک محل شهادت: جبه آبادان عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیر تاریخ تولد:۱۳۳۶ تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۷/۵ وضعیت تاهل: مجرد وضعیت اشتغال: معلم عملیات: ثامن الائمه نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 16:29

برچسب: ابراهیم,بردستانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

با عرض سلام به ساحت مقدس ولی عصر(عج) امام زمان ‹‹ روحی و ارواحناه لمقدمه فداء ››و درود بر منجی انسانیت امام خمینی که از خدا می خواهم که از عمر من بکاهد و به عمر پر برکتش بیفزاید. درود فراوان بر شهیدان اسلام و درود بر مادرم. مادر جان: اگر من شهید شدم از تو خواهش می کنم که برایم گریه نکنی، اگرچه می دانم که تو گریه می کنی. اما اگر صبر کنی خداوند اجر عظیمی به تو خواهد داد. و همانگونه که هر مالی که خداوند به انسان داد باید خمس آن را پرداخت من فکر می کنم که بهترین ثروت تو، فرزندان توست، پس اگر شهید شدم مرا خمس فرزندان خود حساب کن. اما برادران و خویشان و دوستانم: بعد از سلام مخلصانه از شما می خواهم که اگر شهید شدم یا زنده ماندم از خداوند بخواهید که مرا جزء صالحین و شهداء قرار دهد. همچنین از شمامی خواهم که اگر شهید شدم به پدر و مادرم تبریک بگویید نه تسلیت. برای من اصلا گریه نکنید. گریه برای شهیدان بی ارزش است. تنها چیزی که نزد پروردگار ارزش دارد، ایمان است. که هر کس ایمانش بیشتر است ارزشش نزد پروردگار بیشتر است. از خانواده عزیزم می خواهم که؛ نمازها و روزه هایم که فراموش شده است، سعی کنید از گردن من رفع نمائید. از خانواده عزیزم می خواهم که اگر بدرجه رفیع شهادت رسیدم و این زندگی جاوید به من از نزد پروردگار عطا شد، مرا در قبرستان دوراهک پهلوی ‹‹شهید محمد درویشی›› بخوابانی و باز به پدر و مادر و برادران و خواهرانم توصیه می کنم؛ مبادا در شهادت من گریه و زاری کنید و یا به سینه و صورت خود بزنید. هرگز چنین کاری نکنید که اجر ما نزد پروردگار کم شود. تا می توانید لعنت بر منافقین کنید و بر علیه منافقین بپا خیزید. زیرا هدف منافقین این است که اسلام عزیز را لکه دار کنن

برچسب: ابراهیم,بردستانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین اولین توصیه بنده این است که یک سال نماز پدرم که به بنده محوّل کرده است، یا خودتان بخوانید یا به کس دیگر بدهید، که ۱۵ روز آن را خوانده ام . چهار ماه هم برای خودم. البته که نمازم نرفته ولی از ندانستن مسأله ممکن است. یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین. ای اهل ایمان خدا ترس باشید (و از مردم دروغگو و منافق دوری کنید) و با مردان راستگو و با ایمان باشید. مادرم را خیلی سلام می رسانم که حق بزرگی بر گردن فرزند دارد و به او بگوئید اگر بنده که در جبهه هستم ( که این جنگ میان کفر و اسلام است) کشته شوم نمی گویم شهید، چون هنوز آن طوری معنای شهادت را درک نکرده ام . برای بنده گریه نکنید که اجرمان ضایع گردد. چون انسان در زندگی مال و اموالی دارد که باید سهم خداوند را بدهد و شما فکر کنید که من سهم خداوند بوده ام. برادر گرامی! بنده که نتوانستم کاری زینبی کنم، می روم تا در راه خونین حسین(ع) حرکت کنم و شما می توانید کاری زینبی کنید. برادر جان! شما خیلی به گردن بنده حق دارید. همچنین برادرانم حسن و عبدالله ، که در این چند سال پیش هم کار می کردیم و ممکن است که بنده حرفی زده باشم و یا کاری انجام داده باشم که شما را ناراحت کرده باشم. مرا به بزرگی خودتان ببخشید. همسر خود را به شما می سپارم و به او بگوئید که بنده را دعای خیر کند و در این مدت که با هم زندگی می کردیم اگر بدی از من دیده مرا ببخشد……… والسلام جواد حاجیانی نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 17:50

برچسب: حاجیانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

شهید جواد حاجیانی نام پدر: کمال نام مادر: رحیمه کمالی تحصیلات: دوم راهنمایی محل تولد:آبدان محل دفن: بهشت کاظم آبدان محل شهادت: جبهه ی جنوب عضویت: بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبدان تاریخ تولد: ۱۳۳۷ تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۷/۵ وضعیت تاهل: متاهل تعداد فرزندان: ........ وضعیت اشتغال: پاسدار عملیات: ثامن الائمه نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 17:52

برچسب: حاجیانی, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

شهید رسول مقاتلی نام پدر: غلامرضا نام مادر: آمنه شیخی تحصیلات: پنجم ابتدایی محل تولد:سرمستان محل دفن: بهشت شهدای دوراهک محل شهادت: جبهه ی آبادان عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاریخ تولد: ۱۳۳۴ تاریخ شهادت:1360/7/5 وضعیت تاهل: متاهل تعداد فرزندان: یک پسر وضعیت اشتغال: پاسدار عملیات: ثامن الائمه نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 18:6

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

شهید حسن منصوری نام پدر: علی نام مادر: خیری تحصیلات: دوم ابتدایی محل تولد: آبدان محل دفن: بهشت کاظم آبدان محل شهادت: جبهه ی دب حردان عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاریخ تولد: ۱۳۳۹ تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۷/۱۸ وضعیت تاهل: مجرد وضعیت اشتغال: سرباز عملیات: ......... نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۷/۲۱ساعت 18:46

برچسب: نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

صل الله علی محمد و آل محمد و با سلام ودرود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ـ امام امت ـ خمینی بت شکن ـ و درود بر شهیدان و رزمندگان و مجاهدان راه حق و حقیقت. اینجانب عالی پهلوزاده که عازم جبهه می باشم، وصیت خود را در این صفحه کاغذ بی جان می نگارم که ما می رویم و او ماندنی است. « کل نفس ذائقه الموت » اولین وصیتی که می کنم این است که: جان شما و جان رهبر عظیم الشأن انقلاب حضرت امام خمینی. با یاری خدا، حق پیروز است و جانب حق باشید و حافظ انقلاب. دوم اینکه پس از من بر من گریه نکنند. مخصوصا اعضاء خانواده ام که ایشان را به صبر و شکیبایی دعوت می کنم. سوم اینکه از لحاظ خمس و سهم امام هیچ بدهکاری ندارم و در سال آینده که سر سال بنده می باشد (خرداد۶۲) می توانید باز به آنچه از سرمایه ام خمس تعلق می گیرد، خمس آنرا بپردازید. چهارم اینکه؛ دوستانم را سفارش می کنم که به کمک و یاری ضعفاء و مظلومین بشتابند و آن را وظیفه شرعی و الهی خود بدانند و نگذارند که دست ظالم و تجاوزگر بلند شود. این کار با یاری خداوند باعث نابودی تجاوزگر خواهد شد. پنجم اینکه؛ برای سفر زیارت خانه خدا ثبت نام کرده ام. بجای بنده پدرم (ان شاء الله ) برود و اگر او نبود همسرم. ششم :کلیه اثاث منزل و دکان و آنچه که به بنده تعلق دارد ، پس از من مالک آنها همسرم است و هیچ کس از کسان بنده حق چیزی از مالکیت بنده و همسرم را ندارد. هفتم: پس از من سرپرستی عیالم به عهده دو برادرم اسماعیل و نگهدار است. اگر چه سرپرست اصلی خدای مهربان است. هشتم: دارای دو دختر هستم که باید در خانه افرادی بروند که ایمان آنها کامل باشد. مسأله پول و نسب را کنار بگذارید، چون بهترین بنده نزد خدا کسی است که با ایمان است. در پایان از کسانی که بر گردن من

برچسب: پهلوزاده, نویسنده: علی اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 22:17

صفحه بندی